165دستگيرى و شهادت مسلم آگاهى يافت، او را ستود و وى را فردى چابك و با اراده خواند. همچنين به محض اطّلاع از حركت امام(ع) به سوى كوفه، او را مأمور كشتن آن حضرت كرد. 1 بدين منظور وى سپاهى سىهزار نفرى تدارك ديد و عمربنسعد را به فرماندهى آن گماشت. سپاه ابنسعد در كربلا به مصاف امام حسين(ع) رفت و آن حضرت و هفتادودو تن از ياران ايشان را با لب تشنه به شهادت رساند. سپس اهلبيت امام(ع)را اسير كرد و آنان را نزد ابنزياد برد. او نيز سرهاى بريدۀ شهيدان را همراه خانوادۀ آن حضرت به شام نزد يزيد فرستاد. وقتى سر سيّدالشّهدا(ع)را در برابر يزيد نهادند، با نى به دندانهاى حضرت زد و طى ابياتى ضمن انكار وحى و هرگونه خبرى از آسمان، آرزو كرد بزرگان قبيلهاش كه در جنگ بدر كشته شدند، امروز شاهد نالۀ خزرجيان بودند و او را مىستودند؛ چرا كه او از آلاحمد انتقام گرفته و بزرگان ايشان را به تلافى بدر كشته بود. آنگاه دستور داد تا سر امام(ع) را به سردر مسجد جامع دمشق نصب كنند. 2 در برخى منابع آمده است كه يزيد ابتدا از شهادت امام حسين(ع) و يارانش مسرور شد و از ابنزياد تقدير كرد؛ امّا به زودى پشيمان شد و از ابنمرجانه بيزارى جست. عدّهاى نيز بر اين باورند كه يزيد اموال و تحفۀ بسيارى به ابنزياد بخشيد و او را به خود نزديك ساخت. سپس در اشعارى وى را قاتل فرد خارجى يعنى حسين(ع) و نابودكنندۀ دشمنان و حسودان خواند. 3 ماجراى اهانت ابنزياد و يزيد به امام سجّاد(ع) و حضرت زينب(عليها السلام) و موضعگيرىها و خطبههاى آن دو بزرگوار و نيز