118و امام(ع) صورت گرفت. حضرت در اين گفتوگوها، به پرسشهاى اعتقادى ايشان پاسخ داد و دربارۀ مسائل گوناگونى مانند شهيد خواندن كشتهها، تقسيم غنايم و پذيرش حكميّت افراد، سخن گفت. پس از آن، شمارى از خوارج به سپاه كوفه ملحق شدند؛ امّا عدّهاى همچنان بر عقايد خويش اصرار ورزيدند و عبداللهبنوهب راسبى را به رهبرى خود برگزيدند. آنگاه رهسپار مدائن شدند و از آنجا به نهروان عزيمت كردند. حدود پانصد تن از بصريان نيز به دعوت خوارج، به سوى نهروان حركت كردند و به آنان پيوستند. 1
از سوى ديگر، وقتى مذاكرات حكميّت به شكست انجاميد، على(ع) دستور داد تا مردم براى جنگ با قاسطين در لشكرگاه اجتماع كنند. از خوارج نيز دعوت كرد تا به آن حضرت بپيوندند؛ امّا آنان ضمن ردّ امامت على(ع)، در مسير خود به نهروان عدّهاى از شيعيان، از جمله عبداللهبنخَبّاب و همسر باردار او را كشتند. همين امر سبب شد تا امام(ع) براى مقابله با آنان، عازم نهروان شود. وقتى سپاه كوفيان در برابر خوارج قرار گرفت، آن حضرت طى سخنانى بار ديگر از آنان خواست تا دست از مخالفت بردارند. آنگاه به صفآرايى سپاه خود پرداخت. در اين هنگام، عدّۀ فراوانى از خارجيان از لشكر خوارج جدا شدند و فقط هزاروهشتصد نفر در كنار عبداللهبنوهب باقى ماندند. سپس جنگ را آغاز كردند و پس از دو ساعت نبرد با سپاه كوفه - جز نه نفر - همگى كشته شدند. از ياران على(ع) نيز كمتر از ده نفر به شهادت رسيدند. جنگ نهروان در نهم صفر سال 38 ق اتّفاق افتاد. 2