448 در اين ميهمانى در مشعرالحرام، برخلاف ميهمانىهاى ديگر كه صاحبخانه انتظار دارد ميهمان جامههاى گرانقيمت و فاخر بپوشد، خداوند - كه ميزبان است - ميهمانان خود را تنها با سادهترين جامه مىپذيرد و آنان را در دامن طبيعت و روى زمين مىنشاند. چنين است كه انسان از تعلقات و دلبستگىها گرچه براى مدتى كوتاه دور مىشود و مجالى پيدا مىكند تا به دور از همه آنچه حجاب و مزاحم است، دقايق و ساعاتى در خود فرو رود و از خود بپرسد: «من كيستم؟»، «از كجا آمدهام؟»، «به كجا خواهم رفت؟»، «آن كه مرا به اينجا آورده و از اينجا مىبرد، كيست؟»، «چه بايد بكنم؟»، «چه اميدى مىتوانم داشته باشم؟» اينها همان سؤالات اساسى است كه گريبان هيچ كس را رها نمىكند و رسيدن به پاسخ آنها به درك و شعور والاى انسان مىانجامد». 1
4. شميم رحمت در سرزمين مشعر
حاجى براى ورود به سرزمين مشعر، از عرفات، گذر كرده است. در آنجا پاك شده، تمام هستى خويش را در زلال بخشش الهى، شستوشو داده است. او اينك از آلودگىها رسته و به وصال حق پيوسته است. قلب حاجى گواهى مىدهد خداوند به او رو كرده است؛ بعد از آنكه شايد در گذشته به او پشت كرده بود. او با ورود به مشعر اذن دخول به حرم مىخواهد. او هم اينك در برابر درهاى رحمت الهى ايستاده است و شميم رحمت و عطوفت الهى را بر گونه خويش احساس مىكند. زائر بايد تمامى گناهان خويش را - چه كوچك و چه بزرگ - در سرزمين عرفات بگذارد و قلب آلوده خويش را پاك كند. او در مشعر به قصد تقرب آمده است، او آمده تا خود را در اقيانوس بيكران الهى غرق كند.
حاجى در مشعر فروغ تابنده برق رحمت را در مىيابد، آنگونه كه موسى(ع) در راه