412در بخش ديگرى از دعا، عنايت خداوند نسبت به دولت الهى مطرح شده است و تولد در زمان حكومت اسلام، و نجات از پيشتازان كفر و الحاد و حكمرانان خودسر و خون آشام بيان شده است؛ آنجا كه به خداوند سبحان عرض مىكند:
لَم تُخرِجني لِرَأفَتِكَ بِي وَ لُطفِكَ لِي وَ احسانِكَ الَيَّ في دَولَةِ ائِمَّةِ الكُفرِ الَّذينَ نَقَضُوا عَهدَكَ وَ كَذَّبوا رُسُلَكَ لكنَِّكَ اخرَجتَني لِلَّذي سَبَقَ لي مِنَ الهُدى الَّذي لَهُ يَسَّرتَني وَ فِيه انشَأتَني.
معبودا! به خاطر رأفت و مهربانى و لطف و احسانى كه به من داشتى، مرا در روزگار دولت پيشوايان كفر كه پيمان تو را شكستند و پيامبرانت را تكذيب كردند، به دنيا نياوردى، بلكه در روزگارى به وجودم آوردى كه هدايتى كه تو آن را براى من ميسر گردانيدى و مرا در آن پديد آوردى، بر وجود من پيشى گرفته بود.
در بخشهايى از اين دعاى شريفه نيز، عالىترين مراحل توحيد بيان شده است. در بخشى از دعا اين نكته به خوبى تبيين و بر آن تصريح شده است كه پى بردن به خداوند از راه آثار و آيات او همانند پى بردن به آفتاب در فضاى روشن روز به وسيله شمع كم نور است؛ زيرا ذات اقدس خداوند از هر ظاهرى، آشكارتر و از هر نورى، نورانىتر است. هرگز غايب نشده و نمىشود تا نيازى به استظهار داشته باشد و هر عارفى قبل از هر چيز، اول او را مشاهده مىكند و بعد آثار او را. آن كه خدا را رقيب و ناظر نمىبيند نابيناست.
در بخشى از قسمت پايان دعاى عرفه كه بدان اشاره شد چنين آمده است:
معبودا! تردّد من در آثار، موجب دورى وصول و شهود مىشود. پس مرا خدمتى فرماى تا به تو رسانَدم. چگونه با چيزهايى كه در وجود خويش نيازمند تو هستند بر تو استدلال مىشود؟ آيا مگر غير تو را هم ظهورى است كه تو را نباشد و او سبب پيدايى تو شود؟ چه وقت از نظر پنهان شدى تا به