355 بيشتر به چشم مىآيد كه با كسانىكه در اوج رفاه، زندگى خود را با گلايه، سپرى مىكنند، مقايسه شود. هاجر با وجود اين اسلام و تسليمى كه دارد، براى رسيدن به امر حق با اينكه در منطقهاى قرار مىگيرد كه حتى احتمال يافتن آب و آمدن باران هم نمىرود، براى رسيدن به آب سعى مىكند و هرگز از هدفش رو برنمىگرداند. مهمتر اينكه در اين سعىاش هرگز جفا نمىكند و از مروت هم خارج نمىشود و خداوند را فراموش نمىكند. هاجر براى رسيدن به هدف، به هر كارى دست نمىزند و از سنت و حدود الهى تجاوز نمىكند. سعى او در اجابت دعوت پروردگار و رسيدن به وصال آفريدگار است.
آنچه در سعى مهم است اين است:
آيا من در اين حركت و رفت و برگشت، واثق هستم؟
آيا براى امر حق و انجام دادن تكليفى كه به عهده من گذاشتند، ساعى هستم؟
آيا در سعيم بين صفا و مروه شتاب دارم؟ هروله دارم يا نه؟
اين مهم است كه ما محاسبه كنيم و به اين نكته برسيم كه ما در امور خودمان چقدر ساعى هستيم؟
در امرى كه به اسلام ما، به دين ما و به ملت ما مربوط است، سعى و كوشش داريم؟
آيا در سعىمان مخلص هستيم؟
آيا اخلاص داريم و در سعى خود از سنت بيرون نمىرويم؟
اينها نكتههاى دقيقى است كه بايد به آنها توجه شود. 1
3. سعى، يعنى توجه به سبب در كنار توجه به مسبب
حضرت على(ع) مىفرمايند: «
اقتَضَت حِكمَتُه البالِغَةُ ان يَجريَ الاَشياءَ باَسبابِها »؛ «حكمت رساى او اقتضا كرد كه اشياء و امور را براساس اسباب آن جارى سازد». 2 اين