354
2. سعى، يعنى اخلاص ورزيدن و شتاب در اجابت دعوت خدا و رسيدن به آفريدگار
خداوند فرمود: فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرٰاتِ ؛ «پس در نيكىها بر يكديگر سبقت جوييد». (مائده:48) همچنين مىفرمايد: وَ سٰارِعُوا إِلىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ ؛ «و شتاب كنيد براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان». (آلعمران: 133)
در اين دو آيه شريفه، هم سخن از سعى در انجام دادن كارهاى نيك است؛ زيرا بدون سعى، سبقت و شتاب، معنى ندارد و هم سخن از پيشىگرفتن در كارهاى شايسته؛ چنانچه مىفرمايد: فَاسْتَبِقُوا و سٰارِعُوا . سعى بين صفا و مروه، تمرينى است براى عملى نمودن مفهوم اين دو آيه شريفه در زندگى؛ يعنى تمرين تلاش در زندگى و تمرين سعى همراه با پيشىگرفتن از ديگران.
بارى آنكه در سر هواى يافتن محبوب و گسستن همه دلبستگىهاى مادى را دارد، در اين راه سعى مىكند، و در اين سعى شتاب مىورزد. در اين سعى خود توجه دارد كه پروردگار تنها سعىاى را مىپذيرد كه براى او و از سر اخلاص باشد.
امام خمينى(رحمة الله) مىفرمايد:
در سعى بين صفا و مروه با صدق و صفا، سعى در يافتن محبوب كنيد كه با يافتن او همه يافتههاى دنيوى گسسته شود و همه شكها و ترديدها فرو ريزد و همه خوف و رجاهاى حيوانى، زايل شود و همه دلبستگىهاى مادى، گسسته شود و آزادگىها شكفته گردد و قيد و بند شيطان و طاغوت كه بندگان خدا را به اسارت و اطاعت كشند، در هم مىريزد. 1
بارى اسلام، حتى اگر اسلام ابراهيم و اسماعيل باشد، بدون سعى نيست؛ آن هم سعى خالصانه، و همراه با شتاب در اجابت دعوت خدا زمانى كه هاجر با فرزند خردسالش در بيابان ماندند و ابراهيم آنها را رها كرد، اسلام او پذيرفته مىشود و عظمت اسلام او زمانى