353 «مَنحر» قرار داد. اين امور، شعائر و علائم قراردادى تشريعى است كه خداوند آنها را نشان عبادت قرار داده است وگرنه همه موجودات، آيات و نشانههاى تكوينى پروردگار است و در سراسر جهان آفرينش، چيزى نيست جز اينكه شعيره الله و شعائر الهى، علامت تكوينى آفرينش است. به هرحال، شعائر الهى، يعنى آنچه را خداوند، علامت عبادت قرار داده است، بايد گرامى داشت؛ چنانكه خطاب به مؤمنان مىفرمايد كه هرچه را علامت الهى است، احلال، رها و باز نكنيد و شكستن حرمتش را روا مداريد، بلكه آن را محترم شماريد، هرچند اين علامت، قلادهاى باشد كه به نشان قربانى بودن، بر گردن گوسفند يا شترى مىآويزند.
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تُحِلُّوا شَعٰائِرَ اللّٰهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ لاَ الْهَدْيَ وَ لاَ الْقَلاٰئِدَ وَ لاَ آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرٰامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْوٰاناً (مائده: 2)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، و حدود الهى (و مراسم حج را محترم بشمريد و مخالفت با آنها را حلال ندانيد و نه ماه حرام را، و نه قربانىهاى بىنشان و نشاندار را و نه آنها را كه به قصد خانه خدا براى به دست آوردن فضل پروردگار و خشنودى او مىآيند.
گرامى داشتن شعائر و علامتهاى الهى و عظيم شمردن و بزرگداشت آن، نشانه برخوردارى تعظيم كننده از تقواى قلب است و تعظيم شعائر كه از تقواى قلب، نشأت مىگيرد، فضيلتى است دينى و به شعائر اختصاص ندارد، هرچند قسمت مهم آن درباره حج و عمره وارد شده است. هرچه به نام خدا و نشان اوست از شعائر الهى محسوب مىشود و همه عبادات و مراكز عبادى مانند مساجد و مشاهد مشرفه پيامبران و اولياى معصوم(عليهم السلام) چنين است. 1