305 دام سردمداران ضلالت است. با پذيرش رهبرى آنان از اسلام جز شعارى بىروح باقى نمىماند و حج ابزارى مىشود براى فريب مردم و به بند كشيدن آنها.
از همينجا مىتوان دريافت كه چرا روايات اهلبيت(عليهم السلام) كمال حج را به لقاى امام(ع) مىداند؟ پاسخ به اين پرسش، با توجه به جايگاه امامت و ولايت در دين، دشوار نيست و نيازى به توضيح ندارد. در حقيقت ديدار امام(ع) پس از حج، مهر تأييدى بر مناسك و قبولى آن است. 1
علامه طباطبايى(رحمة الله) دراينباره مىنويسند:
بارى، چنانكه ظاهر شريعت، حامى و مبينى دارد، باطن شريعت نيز، كه مرحله حيات معنوى انسان و مقامات قرب و ولايت است، حامل، حافظ و قافلهسالارى لازم دارد، و چنانكه در محاذات سازمان ظاهرى شريعت، سازمانى باطنى وجود دارد، در محاذات مقام پيشوايى ظاهر نيز، مقام پيشوايى باطن قرار دارد. خداوند [عزّ اسمه] در هر عصرى، يك فرد از افراد را با يك تأييد مخصوصى، برمىگزيند و بر اين مقام كه مقام كمال انسانى است، هدايت فرموده و به واسطه وى ديگران را به درجات مختلف اين مقام، راهبرى مىنمايد. امام است كه حقيقت پس پرده غيبت براى وى بدون واسطه و تنها با تأييد الهى مكشوف است، و درجات قرب ولايت را خود، سير نموده است و ديگران را با استعدادهاى مختلفى كه به دست آوردهاند، به مقامات مختلف كمالى خود هدايت مىكند. 2
2. اهميت و جايگاه ولايت
از سخنان بزرگان استفاده مىشود كه كعبه مكان امنى براى همه انسانهاست، اما اگر انسانى دشمن ولايت باشد، كعبه براى او را امانى نخواهد داشت و زمينه را براى