304 مرحوم فيض مىفرمايد:
يك طوافِ سر كوى ولى حق كردن
به ز صد حج قبول است به ديوان بردن ايستادن نفسى نزد مسيحا بودن به ز صد سال نماز است به پايان بردن در حقيقت، ولايت، متمم و مكمل حج و بلكه روح و حقيقت آن است. همانگونه كه از امام باقر(ع) مىخوانيم:
اذا حَجَّ احَدُكُمْ فَلْيَخْتِمْ حَجَّهُ بِزيارَتِنا لاَنَّ ذلِكَ مِن تَمامِ الْحَجّ. 1
هرگاه يكى از شما حج گزارد، بايد حج خود را به زيارت ما ختم كند؛ زيرا اين يكى از عوامل تماميت حج است.
عبدالله بن مسكان از «ابوحمزه ثمالى» نقل مىكند كه گفت:
محضر امام باقر(ع) شرفياب شدم درحالىكه آن حضرت بر در ورودى مسجدالحرام نشسته بود و به مردمى كه در حال طواف بودند مىنگريست. آنگاه خطاب به من فرمود: «اى ابوحمزه! مىدانى اين مردم بر چه چيزى مأمور شدهاند؟» ابوحمزه مىگويد كه من ندانستم در پاسخ آن حضرت چه بگويم. سپس امام چنين فرمود: «همانا اين مردم مأمورند بر گِردِ اين سنگها (اشاره به كعبه معظمه) طواف كنند. سپس نزد ما بيايند و ولايت (محبت و اطاعت) خود را به ما اعلام دارند». 2
كسى كه امام مفترض الطاعه خود را نشناسد يا منكر شود، نسبت به يكى از اصولىترين مبانى اعتقادى و عملى اسلام جاهل مانده و از فرمان خدا سرپيچى كرده است؛ از حقيقت عبوديت و تسليم، دور افتاده و از نور معرفت محروم گشته است؛ از اينرو از اعمال خود بهرهاى نمىبرد. روى برتافتن از رهبران هدايت به معناى افتادن در