303 سجاد(ع)، بالاى منبر مسجد شام، حضور يزيد، با معرفى خود، جنايات بنىاميه محكوم مىكند و مىفرمايد: «
أنا ابن مكة و منى، أنا ابن زمزم و صفا » من فرزند مكه هستم، [والى خانه توحيد.] من فرزند منا هستم. [خون عزيزانمان را در اين راه توحيد مىدهيم و ابراهيموار عيد مىگيريم.] من فرزند زمزم هستم، [آبى كه براى هر دردى دواست]. من فرزند صفا هستم. در عرفاتى كه امام نباشد معرفتى نيست. در مشعرى كه امام نباشد، شعورى نيست. در منا اگر امام نباشد، شيطان واقعى رمى نمىشود و اگر كنار آب زمزم، امام نباشد، نشانه حيات واقعى نيست، بلكه سراب است. 1
اكنون كه به نقش امام در حج اشاره شد، ديگر جاى سؤال نيست كه چرا در طواف نبايد از مقام ابراهيم(ع) فاصله گرفت؟ چرا بايد نماز طواف را پشت سر مقام ابراهيم(ع) خواند؟ همه اينها رمز است و به ما مىآموزد كه در عبادت و طواف خانه خدا هم مراعات مقام رهبر آسمانى لازم است. نه تنها در مكه بلكه در حرم امامان هم به ما دستور دادهاند كه نبايد، جلوى قبر مطهر امام نماز خواند.
آنچه روح حج را تشكيل مىدهد، همانا تسليم، تذلل و عبوديت خالص حق است، كه بارزترين نمونه آن معرفت امام و اطاعت ولى امر است؛ اطاعتش، اطاعت خداست و خدا بدان فرمان داده است. زمانى كعبه براى رهپويان راه خدا نشانى است كه ولايت و زعامت آن در دست صالحان و متقين باشد. اگر كسى به طواف اين خانه بيايد و از تسليم و تعبد مطلق در برابر اساسىترين عامل انسانساز، كه همانا محبت و ولايت امام و اطاعت ولى امر است، رخ بتابد يا در شناخت آن كوتاهى كند، از طواف و مناسك نيز بهرهاى نبرده و از معرفت كامل بىنصيب مانده است. روشن است كه چنين حجى در تكامل انسان نقشى ندارد. اين است كه با قاطعيت مىتوان گفت كه حج بىولايت حج نيست و بدون زيارت كعبه دل، طواف كعبه گِل بىحاصل است. عارف و فقيه متاله،