257قرض درويشان را با اين پول ادا كن. گفت: بيشتر، به حج رغبت دارم تا به اين كه مىگويى. بشر گفت: پس مال از وجه حلال به دست نياوردهاى و تا نابجا خرج نكنى آرام نگيرى. 1 و 2
اى به راه طوافِ «كعبۀ گِل»
از دل زارِ خستگان غافل
كعبه جان، تو را طواف كند
ره بيابى اگر به كعبه دل 3
* * *
در راه خدا دو كعبه آمد حاصل
يك كعبه صورت است و يك كعبه دل
تا بتوانى زيارت دلها كن
كافزون ز هزار كعبه آمد، يك دل 4
نگاه ديگر به «كعبه دل» آن است كه: برپايه آموزههاى دينى، «دل» مؤمن، فزونتر از «كعبه گل» و همسنگ عرش است: «
قَلبُ المُؤمِنِ عَرشُ الرَّحمن » 5؛ «قلب مؤمن، عرش رحمان است». پس مبادا كه كعبه گِل، حاجى را از «كعبه دل» باز دارد. در جان آدمى، كعبهاى است كه چون پردهها و حجابها از آن برداشته شود و به واسطه دورى از گناهان و اطاعت پروردگار، درخشش و صفا يابد و در جايگاه شايسته خود قرار گيرد، شأنى فراتر و والاتر از «كعبه گل» خواهد داشت. بىگمان اگر حاجى، به سبب كعبه گِل از كعبه دل باز ماند، گوهرى گرانبها را به سنگى فروخته است.
محيىالدين عربى مىگويد: