240در ميكده و دير كه جانانه تويى تو t مقصود من از كعبه و بتخانه تويى تو
مقصود تويى كعبه و بتخانه بهانه 1
«آنان كه قصد حج كردهاند سه دستهاند:
دسته نخست به دنبال حَجَّۀ الاسلاماند، قصدشان اين است كه حجّشان درست برگزار شود. آنها با خود توشه مىبرند تا حجى درخور و شايسته داشته باشند. آنها همچنين به حفظ وقت و رعايت احوال و طلبِ سلامت مىپردازند و از خدا دورى بلاها را مىجويند. «ابن سالم» مىگفت: «سهل بن عبدالله» جز به حج واجب [حَجَّۀ الاسلام] نرفت و در آن هنگام، بيش از شانزده سال نداشت و زاد و توشهاش جز مقدارى جگر سرخكرده كه در گرسنگىهاى سخت مىخورد نبود.
دسته دوم حاجيانى هستند كه سعى در قطع علاقهها دارند. آنها واقعاً از وطن، اهل، عيال و دوستان مهاجرت مىكنند و قصد حقيقىشان، زيارت بيتالله و قبر نبوى است. بيابانها را طى مىكنند، با مشكلات رويارو مىشوند و با سختى، خود را به ميقات مىرسانند. اين دسته از زائران، آداب حج را به جاى مىآورند و ذخيرهاى براى آخرت خود فراهم مىكنند. آنها نفْس را زندانى آنجا مىسازند؛ زيرا مىدانند كه خداوند اين بقاع و مشاهد را به فضل و شرف، تخصيص داده است. از ديگر سو، بىميلى نفس را به زندگى در مكه و عجز از اقامت در آنجا درمىيابند. پس نفسشان را به رياضتها خو مىدهند تا از نگرانى برهند و آرامش يابند. «حسن قزّاز دينورى» دوازده بار پياده و سربرهنه حج كرد و وقتى كه خارى به پايش مىخليد، پا را به زمين مىساييد و راهش را ادامه مىداد. «ابوعبدالله بن جلا» هجده سال در مكه ماند و هرگز از خوردنىهايى كه از مصر برايش مىآوردند، نخورد؛ چون مصر را شبهه مانندى بود كه گذشتگان، از خوردنىهاى آن پرهيز مىكردند. آب زمزم را وقتى مىنوشيد كه با ريسمان و دلوِ خود