231دارى؟! پرسيدم: عشق چيست؟ گفت: عشق از آن عيانتر است كه به بيان آيد. درد عشق، بىدرمان است و بيابان عشق، بىپايان 1.
اشاره
آوردهاند كه عابدان چهار طبقهاند: يكى آنان كه به اميد بهشت، خداى را عبادت كنند، اين طريقۀ تاجران است؛ دوم آنان كه او را از خوفِ دوزخ مىپرستند، اين وظيفۀ چاكران است؛ سوم آنان كه او را از روى حيا و تعظيم بندگى مىكنند، اين آداب صادقان است؛ چهارم آنان كه از خلوص محبت در مقام عبادت باشند، اين خاصه عاشقان است. 2
نكته، در كمياب بودن طواف عاشقانه
عشق، گوهرى بس گرانبهاست، پس همهكس سزاوار آن نباشد. آنان كه خود را به قله عشق مىرسانند، اندكاند؛ چرا كه جاده عشق، سرشار از ناهموارى و ناملايمت است، تنها آنان كه استقامت ورزيدند و دل از جز خدا بريدند، به عشق دست مىيابند. بلندى جايگاه عشق، سبب شده است كه خداوند هركسى را بدان آستان راه ندهد.
حكايت
بايزيد بسطامى شبى به حرم درآمد و در اطراف آن طواف كرد. تعداد عاشقان و طوافهاى عاشقانه را بسى اندك ديد. جانش از آتشِ افسوس به جوش آمد، پس به خروش آمد و به خدا عرض كرد:
با چنين درگه كه در رفعت، تو راست
اين چنين خالى ز مشتاقان چراست
هاتفى گفتش كه اى حيرانِ راه
هركسى را راه نَدْهد پادشاه