230«اميرالمؤمنين(ع) در توصيف ازدحام پراشتياق حجاج در حال طواف، مىفرمايد:
يَرِدُونَهُ وُرودَ الاَنْعامِ، وَ يَأْلَهُونَ الَيهِ وُلُوهَ الْحَمام . 1 ديدهايد، حيوانات تشنه وقتى به آب مىرسند، چهسان با عجله مىروند و يكديگر را عقب مىزنند؛ همچنين حجاج و زائران بيت مكرّم، آنچنان آتشِ شوق كعبه در دلهايشان مشتعل مىشود كه گويى عقل و هوش از سرشان مىپرد و همچون شتران تشنۀ به آب رسيده، با بىتابى و التهابى عجيب پيش مىروند و يكديگر را عقب مىزنند و مانند كبوترانى كه بهسوى بچه و آشيانه، بال و پر زنان و شتابان مىروند، اين دلباختگان نيز با قلبى مشتاق و روحى مواج از شور و هيجان، بهسوى خانه معبود مىدوند». 2
حكايت
شخصى به نام «عطاف» مىگويد: روزى گرد كعبه معظم طواف مىكردم و با هواى نفس مصاف مىنمودم كه آواز بانويى به گوشم آمد كه مىگفت:
يا مالِكَ يَومِ الدِّينِ وَالْقَضاءِ وَ خالِقَ الأَرْضِ وَالسَّماءِ ارْحَمْ اهْلَ الْهَوى وَاستَقِلَّهُم مِنْ عَظيمِ الْبَلاء انَّكَ سَمِيعُ الدُّعاء.
اى مالك روز قيامت و قضا و [اى] آفريننده زمين و آسمان، رحم كن بر اهل هوا [ى نفس] و بلا را از آنان بازدار كه تو شنوندۀ دعايى.
عطاف مىگويد: در وى نگريستم، او را ديدم در حُسن بر صفتى كه چشم جادوش جگر اصفيا را خستى و دام بر پاى اوليا بستى. به او گفتم: اى لطيفه يزدانى! نيايشهاى تو جانسوز و روح تو بىقرار است. سبب چيست كه اينگونه گريانى كه در ما اثرى از اين احوال نيست؟ گفت: از من دور شو اى عطاف! تو را آتش بلا نسوخته است، و حتى اين آتش در كانون دلت نيفروخته است، از اين سِرّ چه خبر و از اين معنا چه اثر