201دو - تعارض ميان اخبار آحاد، امرى معهود است كه در بيشتر موارد مىتوان آن را با جمع دلالى، برطرف كرد؛ همان گونه كه در فروع فقهى مرسوم است.
سه - ادعاى مخالفت با عقل يا قرآن يا سنت قطعى، بدون دليل و واهى است.
چهار - مؤيد رواياتى كه مورد اشكال قرار گرفته، آياتى است كه در آنها انزال نعمتهاى الهى از خزاين غيب مورد تصريح قرار گرفته است؛ همچون:
(وَ إِنْ مِنْ شَيءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) (حجر: 21)
[و هيچ چيز نيست مگر آنكه خزائن آن نزد ماست، ولى ما جز به اندازۀ معينى، آن را نازل نمىكنيم].
(خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيةَ أَزْواجٍ) (زمر: 6)
[او (همه) شما را از يك انسان آفريد و همسرش را از جنس او خلق كرد و براى شما هشت زوج از چهارپايان فرستاد].
(وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ)؛ [«و آهن را نازل كرديم كه در آن نيرويي شديد است».] (حديد: 25)
كلمه «انزال»، به معناى خلقت و آفرينش نيست، بلكه به معناى فروفرستادن است. برپايه آيات يادشده، همه موجودات، مخزن و ريشهاى نزد خداى سبحان دارند و از عالم بالا تنزل يافته و به صورت اجسام خارجى، براى انسانها قابل استفاده شده است. از آنجا كه درجات خزاين الهى متفاوت است، حرمت و كرامت موجودات تنزليافته از آنها نيز يكسان نخواهد بود؛ چنانكه حجرالاسود را امتيازى ويژه است.
پس، اگر در روايتى نقل شد كه حجرالاسود، سنگى است فرودآمده از بهشت و داراى احترام ويژهاى است، موافق با اصول كلى قرآنى است نه مخالف آن. بنابراين، مجرّد استبعاد علمى، ارزشى ندارد؛ زيرا در علوم طبيعى، سير افقى موجودات و پيشينه