202 و حال و آينده آنها مورد بحث قرار مىگيرد، اما سير عمودى اشيا و موجودات و بحث از علت فاعلى و غايى آنها، از حوزه علوم طبيعى بيرون است». 1
حكايت
«عمر بن خطاب» بوسه بر حجرالاسود را بىتأثير مىدانست و مىگفت: تو سنگى هستى كه نه زيانى دارى و نه سودى. اگر نبود كه ديدم رسول خدا(ص) بر تو بوسه زد، تو را نمىبوسيدم.
در اين هنگام حضرت على(ع) كه آنجا حاضر بود، فرمود: «
مَهْلاً! بَلْ هُوَ يَضُرُّ وَ يَنْفَعُ » 2؛ «آهسته! [چنين نيست كه تو مىگويى] بلكه او هم مىتواند زيان برساند و هم نفع بخشد».
ج) واسطه بيعت با خدا
«و در لمس حجرالاسود، بيعت با خدا بنديد كه با دشمنان او و دشمنان رسولانش و دشمنان صالحان و آزادگان، دشمن باشيد و به اطاعت و بندگى آنان، هر كه باشد و هر جا باشد، سر ننهيد و خوف و زبونى را از دل بزداييد كه دشمنان خدا و در رأس آنان، شيطان بزرگ، زبونند، هرچند در ابزار آدمكشى و سركوبى و جنايتشان برترى داشته باشند». 3
حجرالاسود، دست خدا بر زمين است؛ و مسح آن، به منزله بيعت با خداوند. حضرت رسول(ص) فرمود: «اَلحَجَرُ يمينُ اللهِ فِى الاَرْضِ يُصافِحُ بِهِ عِبادَه» 4؛ «حجرالاسود دست خدا در زمين است كه با آن با بندگانش دست مىدهد».