200
ب) فرود آمدن از بهشت
«براساس برخى روايات، حجرالاسود از بهشت آمده و در آغاز رنگ آن سفيد بوده و به تدريج بر اثر استلام گنهكاران سياه شده و به حالت كنونى درآمده است. 1 در برخى تفاسير، اينگونه روايات، اسرائيليات، ضعيف السند، مخالف با قرآن و عقل، و معارض با يكديگر و در نتيجه، مردود پنداشته شده است و حتى بر فرض صحت سند و اعتبار اخبار، قابل اعتماد دانسته نشده است و گفته شده: نزول سنگ از آسمان يا بهشت، معنا ندارد.
استاد علامه طباطبايى(رحمة الله) اينگونه برخورد با روايات را متأثر از تعصبات برخى مذاهب كه اينگونه حقايق را نفى مىكنند و يا ناشى از مرعوبشدن در مقابل علوم طبيعى و پيشرفت آن - كه در هر پديدهاى در پى يافتن توجيه و تعليل مادى است - دانسته، مطالب سودمندى در پاسخ و نقد آن بيان فرموده است. نكات مستفاد از آن مباحث و آنچه در اينباره بايد بدان توجه داشت، عبارت است از:
يك - در اثبات مسائل اعتقادى و معارف دينى، يا بايد برهان عقلى قاطع اقامه شود، يا نصى از قرآن كريم بر آن دلالت كند يا خبر متواتر يا خبر واحد محفوف و توأم با قرينه علمآور، در ميان باشد؛ زيرا در اينگونه معارف، ظن و گمان حجت نيست. اعتقاد، امرى قلبى است كه حتى با وجود خبر واحد معتبر درباره آن، شك و ترديد از دل انسان رخت برنمىبندد. البته در فروع فقهى مىتوان به خبر واحدى كه سندش معتبر و دلالتش تمام است، استناد كرد و بر طبق آن فتوا داد. غرض آنكه گرچه در ميان احاديث مزبور، روايات صحيح و معتبر السند وجود دارد و ادعاى ضعف تمامى آنها دليل ندارد، ليكن در مسائل اعتقادى و معارف دينى، مىتوان به آنها استناد كرد. البته نفى آن روايات نيز صحيح نيست.