193باد چو در دامنش آويخته
غاليه در جِيب جهان ريخته بر سر گردون زنى از فخر كوس گر رسدت دولت اين دستبوس از لب زمزم شنو اين زمزمه كز نم ما زندهدلند اين همه شكر خدا گوى كه توفيق داد رو بهسوى خانه خويشت گشاد ور نه، كه يارد كه به آن ره برَد ور چه شود مرغ، به آن ره پرد 1
17. بازگشت و آمرزش خواهى در كنار كعبه
كعبه بنا گشت كه روى نياز
سوى وى آرند و بدن در نماز هيچ نبى هيچ ولىاى نبود كاو رخ ِامّيد بر اين در نسود اى دل از آنجا كه كَرمهاى اوست خانه او منزل و مأواى توست بر رخ مقصود فتادت نظر ديدۀ سر شد ز رخش بهرهور ديدۀ سر نور ده از روى او طوف نما گِرِد سر كوى او 2كدام مكان، آمادهتر از كنار كعبه براى مناجات و راز و نياز، و كدام فرصت، بهتر از فرصت بودن با كعبه براى دعا و عرضِ نياز؟ مكانى كه پناهگاه مشتاقان و دردمندان است، و مطافى كه اميد حاجتمندان و مسكينان است. بيداردلان در اينجا با چشم اميد و دست نياز حاضر مىشوند و عاشقان با دلى دردمند به طواف مىپردازند. خدا در اينجا حضور مجسّم و محسوس دارد، و تو گويى خود را به ميان زائرانش رسانده تا در گوش دلشان نجوا كند كه آنچه دلشان مىخواهد و آرزو دارند، از خدا بخواهند، و حتى لحظهاى اين فرصت طلايى را از كف ندهند. اينجا مكانى است كه پيامبران الهى و امامان معصوم(عليهم السلام) نماز مىگزاردند و دست دعا بهسوى معبود برمىداشتند و با محبوب خويش عاشقانه سخن مىگفتند. در اينجا قرار است همه با دستانى پر برگردند، و