150در پاسخ بايد گفت: اتفاقاً قضيه برعكس است. قرآن كريم حج را يادگار ابراهيم و ابراهيم را پدر حج و دشمن بتپرستى مىداند: ( وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ )
( نَعْبُدَ الْأَصْنٰامَ )؛ «و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگهدار!». (ابراهيم:35)
قرآن، مخصوصاً مراسم حج را به عنوان شعائر الهى ياد مىكند: ( ذٰلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ )؛ «اين است [مناسك حج]؛ و هركس شعائر الهى را بزرگ دارد، اين كار، نشانه تقواى دلهاست». (حج:32)
اساساً فرق است ميان تعظيم و پرستش. اسلام تعظيم و تواضع را جايز مىداند و پرستش را منع مىكند. فرق ميان پرستش و تعظيم، اين است كه پرستش، نوعى تقديس و تنزيه و تسبيح و تحميد است و تسبيح و تحميد و تنزيه از جميع نقايص و همچنين تكبير، مختص خداست. سجود و ركوع، از لحاظ هيئت جسمانى، عبادت نيست، از آن لحاظ عبادت است كه حالتى است كه اختصاص داده شد براى تسبيح و تكبير. لهذا در سجود مىگوييم: «
سُبحانَ رَبِّيَ الاَعلى وَ بِحَمدِه » و در ركوع مىگوييم: «
سُبحانَ رَبِّيَ العَظيمِ وَ بِحَمدِه »، و در موقع رفع رأس مىگوييم: «اَللهُ اكبَر». تقديس بايد منحصراً براى خدا باشد يا به خاطر امر خدا.
اگر چيزى را به خاطر يك شعار و عنوان يك شعار تقديس كرديم [نه تسبيح كه براى غير خدا جايز نيست] مثل احترامى كه به پرچم و علامتهاى ملّى مىگزارند، در واقع احترام به او نيست، احترام به آن فكر و عقيدهاى است كه اين پرچم نماينده اوست. اين، جنبه شعاريت پيدا مىكند. پس در اينجا دو مطلب گفته شده است: يكى اينكه ملاك پرستش، تسبيح و تكبير و تحميد است كه جز درباره كمال مطلق جايز نيست و امكان ندارد