93عسكرى(عليهما السلام) بودند و براى هريك از آنان از طرف امام عصر(عج) نص خاص و توقيع صادر شد. البته شيعيان گفتار هيچيك را نپذيرفتند مگر بعد از آشكارشدن معجزهاى به دست آنان؛ براى مثال جمعى از بزرگان قم در بغداد خدمت ابوالحسن سمرى رسيدند و ايشان فرمود: «خداوند به شما در مصيبت علىبنبابويه قمى اجر عنايت فرمايد. او در اين ساعت از دنيا رفت». آنها ساعت و روز و ماه را يادداشت كردند. هفده يا هجده روز بعد خبر رسيد كه در همان ساعت علىبنبابويه قمى درگذشته است. 1
آرى، اينها افراد ناشناخته و معمولى نبودند. آنها از نظر عدالت، تقوا و ايمان مورد اعتماد همگان بودند. آنان با اين ويژگىها ملاقات با امام عصر(عج) را ادعا مىكردند.
در غيبت صغرا افزون بر نواب اربعه، عده بسيارى حضرت را ملاقات كردند كه «مرحوم طبرسى» در كفايةالموحدين، 108 نفر از آنها را نام مىبرد و به كيفيت تشرف آنها اشاره مىكند و در انتهاى اين حكايات مىنويسد:
اين عده كثير كه عدد ايشان زيادتر از حد تواتر است، با اين همه دلايل و معجزات با آنكه همه آن اشخاص از صلحا و پاكان زمان خود بودند، از اعظم برهان و دليل است در مقام حجت از براى كسانى كه طالب حقاند.
چهلمين نفرى را كه نام مىبرد حكايت تشرف «ابنمهزيار اهوازى» است 2 كه حكايت ايشان بهطور اختصار چنين است:
مىگويد بيست سفر به حج رفتم و تمام كوشش من، زيارت مولايم صاحبالأمر بود؛ چون حضرت در موسم حج شركت مىكند و در مواقف حضور دارند. اما به هدف خود نرسيدم. شبى در بستر خود خوابيده بودم كه ديدم شخصى مىگويد: «امسال به حج برو». ظاهراً از اين جمله استفاده كرد كه امسال به مقصود خود، خواهى رسيد. روزشمارى مىكردم تا ايام