92اما محمدبنعثمان از بزرگان شيعه، و در تقوا و عدالت مورد قبول شيعيان بود؛ بهطورىكه هيچكس در عدالت و امانت او ترديد نداشت. از سوى حضرت، توقيعى براى تسليت وفات پدرش صادر شد و امام عسكرى(ع) درباره او و پدرش اعلام اعتماد كرد و فرمود: «
الْعَمْري وَابْنُه ثِقتانِ فَما ادّيا اليكَ فَعَنّي يُؤدّيانِ وَما قالا لَكَ فَعنّي يَقُولانِ فَاسْمَعْ لَهما وَاَطعهُما فَاِنَهُما الثِقَتانِ الْمَأمُونانِ». 1
محمدبنعثمان براى خود قبرى تهيه كرده بود كه هر روز داخل آن مىشد و يك جزء قرآن قرائت مىكرد. هنگامى كه ايشان از مرگ خود خبر داد، شيعيان از نايب بعد سؤال كردند و او گفت: «امام(عج) امر كرده است كه حسينبنروح را براى نيابت معرفى كنم».
«عبداللهبنجعفر حميرى» مىگويد: «از محمدبنعثمان پرسيدم: صاحبالأمر را ديدهاى؟» گفت: «آخرين ملاقاتم با او كنار بيتاللهالحرام بود كه مىفرمود:
اللّهُمَّ أَنْجِزْ لِي ما وَعْدتَني». همچنين گفت: «صاحبالأمر هر سال در حج حاضر مىشود. او مردم را مىبيند و مىشناسد و مردم او را مىبينند ولى نمىشناسند».
اما حسينبنروح نزد موافق و مخالف، بزرگى ويژهاى داشت و به عقل، بينش، تقوا و فضيلت مشهور بود. عموم فرقههاى مذهبى به او توجه داشتند و در زمان نايب دوم (محمدبنعثمان) متصدى پارهاى از امور بود و محمدبنعثمان نيز در موقع مرگ، از طرف صاحبالأمر، ايشان را نايب حضرت معرفى كرد. 2
اما درباره ابوالحسن سَمَرى از كتاب «منتهىالمقال» نقل شده است: «جلالت قدر او آنچنان زياد است كه نيازى به توصيف ندارد». 3
غرض از اين توضيح مختصر درباره شخصيت و جايگاه نوّاب اربعه اين است كه بدانيم آنها افراد شناختهشده و مورد اعتماد عام و خاص و برخى از ايشان حتى وكيل امام هادى و