165تربيت تكوينى نام گذارد. در چنين تربيتى گفتار و كردار نقشى ندارد، بلكه تنها كشش درونى مؤثر است.
گاهى بعضى افراد گناهكار با ارتباطى اندك با معصومان، بهكلى تغيير مسير مىدادند و از گمراهى و تاريكى، بهسوى نور و صراط مستقيم هدايت مىشدند. اين دگرگونىها نتيجه جذبه ناخودآگاه است. البته اين تأثير بر افرادى است كه آمادگى آن را داشته باشند. به يقين اين تأثيرگذارى، نتيجه شعاع اسرارآميزى است كه از درون ذات انسانهاى بزرگ برمىخيزد.
ملاقات «اسعدبنزراره» با پيامبر(ص) كنار خانه كعبه از اينگونه بود كه موجب تحول اسعدبنزراره شد. هرچند دشمنان سرسخت پيامبر(ص)، نام حضرت را ساحر گذاشته بودند تا مردم را از نزديكشدن به ايشان باز دارند، ولى مردم با ديدن رفتار پيامبر شيفته ايشان مىشدند.
همچنين تأثير كلام امام حسين(ع) بر «زهير» در مسير كربلا، يا كشش عجيب و فوقالعادهاى كه «حربنيزيد رياحى» در خود احساس مىكرد و با تمام شجاعتش مىلرزيد تا سرانجام او را به صف شهداى كربلا آورد، يا داستان جوانى كه در همسايگى «ابوبصير» زندگى مىكرد و با پول فراوانى كه از خدمتگزارى به دستگاه بنىاميه بهدست آورده بود، به عيش و نوش مشغول بود، ولى با يك پيام امام صادق(ع) به كلى دگرگون شد و مسير خود را عوض كرد و نيز توفيق عجيبى كه براى عالم جليلالقدر «سيد شبّر» در تأليفات رخ مىدهد و مىگويد: «تماماً به بركت توجه امامكاظم(ع) است كه در عالم رؤيا قلمى بهمن داد و فرمود: بنويس، و از آن وقت اين بركت در قلم و تأليفات من پيدا شد» 1 و توجهى كه امام صادق(ع) به «مفضلبنعمر»