55 بسته مىشود. خداى تبارك و تعالى مىفرمايد: «وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ...»؛ «ياد آوريد كه شما را جانشينان نوح قرار داد» (اعراف: 69) همچنين مىفرمايد: «ثُمَّ جَعَلْنٰاكُمْ خَلاٰئِفَ فِي الْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ»؛ «شما را جانشينان در زمين پس از آنها قرار داديم تا ببينيم چه مىكنيد». (يونس: 14)
در اينجا مفهوم جانشينى براى واژۀ خليفه، كاركرد ارزشى و مثبت ندارد.
اما در قرآن كريم گاهى خليفه به معناى ارزشى بهكار رفته است؛ مانند آيۀ «إِنِّي جٰاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قٰالُوا أَ تَجْعَلُ فِيهٰا مَنْ يُفْسِدُ فِيهٰا وَ يَسْفِكُ الدِّمٰاءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ). (بقره:30) در داستان آفرينش آدم ابوالبشر، خداوند به فرشتگانش فرمود: «من در ميان زمين جانشينى براى خود قرار مىدهم». يا پيامبران را جانشينان خداوند در زمين مىنامد:
«يٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النّٰاسِ بِالْحَقِّ وَ لاٰ تَتَّبِعِ الْهَوىٰ» (ص: 26)
اى داوود ما تو را خليفه در زمين قرار داديم، پس ميان مردم به درستى حكم كن و از هواى نفس پيروى مكن.
اما در فرهنگ اسلامى، خليفه به معناى جانشين پيامبر استفاده شده است و اهلسنت پرهيز كردهاند از اينكه بگويند كه خليفه جانشين خدا روى زمين است؛ لذا گفتهاند خليفۀ رسول الله، نه خليفة الله. اين بدان جهت است كه نگاه اهلسنت به اداره امور و اجتماع، بيشتر به يك امر زمينى معطوف بوده است. بنابراين در موضوع جانشين پيامبر به جاى امام با اوصافى كه شيعه براى آن قائل است، از واژه خليفه استفاده مىكردند.