225 پيوسته و به صورت طولى مىنوشتند) هفتاد ذرع است كه املاى رسول خدا (ص) و خط على عليه السلام است و همه حلالها و حرامها در آن هست. حتّى ديۀ خراش كوچكى كه بر پوست وارد شود.
نمونه اين حديث، هم در اصول كافى و هم در بحارالانوار آمده است.
سوّمين منبع علمى ائمه، استنباط از كتاب و سنّت است. بايد توجه داشت كه اصطلاح استنباط در اينجا، غير از مفهوم اجتهادى است كه نزد اهلسنت متداول است. استنباط يعنى تأمل كردن امامان در كتاب و سنّت و بازگرداندن مسائل جديد به آنها، بدون اينكه از شيوههاى ظنّى و غير يقينى استفاده شود. استفاده نكردن از روشهاى ظنّى و غير قطعى، قيد مهمى در تعريف است. مهمترين نكته دربارۀ استنباط امامان، همين است. فرقى كه اين استنباط با اجتهاد فقيهان دارد آن است كه ادله فقها در استنباط احكام، ظنى است؛ يعنى فقيهان در بررسى قرآن يا حديث پيامبر (ص) ممكن است به حكم درست يا نادرست برسند؛ زيرا فهم آنها منوط به ابزارهايى است كه در استنباط خود به كار مىبرند. از همين جهت، هيچ فقيهى در ابتداى رسالۀ عمليه خود ننوشته است كه قطعاً و يقيناً عمل به اين رساله مُبرِء ذمّه و اداكنندۀ قطعى تكليف است. بلكه گفتهاند: انشاءالله مبرء ذمّه و مجزى است. اين احتمال، از آن روست كه ادله فقيهان ظنى است. اما اگر براى مثال، از امام بپرسند چرا بايد اينگونه مسح بكشيم، مىفرمايد: «لِمَكانِ الباءْ» چون باءِ «بِرؤسِكُمْ» در آيه آمده است. اين برداشت، از كتاب و سنت است، امّا به معناى اين نيست كه امام ممكن است در اين برداشت اشتباه كرده باشد. لذا ادلۀ آن قطعى