226است. ازاينرو براى امامان، اصطلاح اجتهاد متعارف را بهكار نمىبريم.
چهارمين منبع علم ائمه، اشراقات است. امامان به لحاظ ارتباط با خداوند و مسئوليت الهىشان، از جانب پروردگار القائاتى دريافت مىكنند. لذا به ايشان مُحَدَّث مىگوييم؛ يعنى كسى كه ديگرى او را حديث مىكند. اصطلاح مُحَدَّثْ براى برخى از غير امامان هم بهكار رفته است؛ براى مثال، حضرت صديقۀ كبرى عليها السلام را مُحَدَّثه مىگويند. همچنين در ايامى فرشتگان نزد رسول خدا (ص) مىآمدند و حضرت را حديث مىكردند؛ همانطور كه ايشان مُحَدِّث است، يعنى براى ديگران حديث مىگفت. ائمه را از اين جهت مُحَدَّث گفتند كه از طرقى غير قابل دسترس براى ديگر انسانها، به اطلاعاتى در حوزه هدايت دست مىيافتند.
در روايات شيعه به منابع علوم امامان اشاره شده است؛ از جمله، امام كاظم عليه السلام فرمود:
«مَبْلَغُ عُلومِنا عَلى ثلاثةِ وُجُوهٍ، ماضٍ وَ غابِرٍ و حادِثٍ فَأمّا الماضِي فَمُفَسَّرٌ فأمَّا الغابِر فَمَزْبُورٌ فَأمّا الحادِث فَقَذْفٌ فِي الْقُلُوبِ فَنَقْرٌ فِي الْأسْماعِ وَ هُوَ أفضَلُ عِلْمِنا و لا نَبِيَّ بَعْدَ نَبِيّنا». 1
در اينجا امام عليه السلام مىفرمايد: منبع دانش ما، سهگونه است: ماضى و غابر و حادث.
اول - ماضى، يعنى آنچه گذشته است،
«فَامّا الماضي فَمُفَسَّرٌ». آنچه پيامبر (ص) براى ما بازگو كرده است و ما از ايشان دريافت كردهايم، تفسيركننده و بيانگر است.