211حديث بيست و يكم را به نقل حديث ثقلين اختصاص داده است كه نقل او شباهت زيادى به دو نقل ياد شده دارد.
اما چگونه مىتوان از اين حديث، به عصمت استناد كرد؟ در اين حديث چند نكته وجود دارد:
- بر پايه اين روايت، اهلبيت با قرآن قرين و هموزناند و هر دو، مرجع هدايت مسلماناناند؛ و چون قرآن كريم لاٰ يَأْتِيهِ الْبٰاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ (فصّلت: 42) است، هيچگونه خدشه و خللى به آن راه ندارد. همين ويژگى و خصوصيت براى آنچه ضميمۀ قرآن شده و معادل آن به حساب آمده، يعنى اهلبيت نيز متحقق است؛ يعنى مصونيت قرآن و عصمت اهلبيت عليهم السلام .
- حديث مىگويد: اگر به اينها تمسك كنيد و از ايشان پيروى نماييد، هرگز گمراه نمىشويد
«لن تضلوا أبدا). روشن است كه اگر عترت و اهلبيت، خود واجد هدايت نباشند، نمىتوانند هدايتبخش باشند و اين از باب قاعدۀ فقدان و اعطاست كه دهندۀ چيزى، نمىتواند فاقد آن باشد. اگر فرضاً عترت، بهخاطر گناه و ناپاكى دچار گمراهى و ضلالت باشد، نمىتواند منشأ هدايت ديگران گردد.
- اگر عترت و اهلبيتى كه در حديث ثقلين به آنها اشاره شده است، معصوم نباشند، پيامبر (ص) - خداى ناكرده - به كذب و دروغ محكوم خواهد شد؛ زيرا حديث مىگويد: «هرگز گمراه نمىشويد»، و اگر آنان خود گمراه باشند، سبب گمراهى بشر مىشوند و پيامبر (ص) دروغ گفته است كه با پيروى از آنان هرگز گمراه نمىشويد و اين نسبت به