207 البته ذريه پيامبر (ص) بودن، ويژگى مثبتى براى فرد است، اما دليل شايستگى براى جانشينى نيست.
ما ادلۀ امامت را مستقل از خويشاوندى ملاحظه مىكنيم. هركس كه اين ملاكها بر او منطبق شود، اعم از اينكه داماد و خويشاوند پيامبر (ص) باشد يا نباشد، امام و جانشين او خواهد بود؛ مثلاً اگر آيه ولايت (مائده:55)، در شأن هر يك از خلفا نازل شده بود، مىبايست امروز احقيت او را در جانشينى پيامبر (ص) اثبات مىكرديم و مىپذيرفتيم و اهميتى نداشت كه او چه نسبتى با پيامبر (ص) دارد؛ ولى چون دربارۀ على عليه السلام نازل شده است، موضوع امامت و جانشينى او را مىپذيريم. على عليه السلام در سال دوّم هجرت با دختر گرامى پيامبر (ص) ازدواج كرد. اگر نسبت پسرعمويى او را هم بر اين بيفزاييم، اين خويشاوندىها با انتخاب ايشان به امامت ارتباطى ندارد. اگر آيه در سال اوّل هجرى و پيش از دامادى على عليه السلام بر پيامبر (ص) نازل مىشد، باز هم على عليه السلام واجد صلاحيتهاى امامت بود؛ هرچند در آن زمان داماد پيامبر (ص) نبوده باشد. رابطۀ خويشاوندى صرفاً مىتواند فضيلت به شمار آيد، نه دليل بر اثبات مقام امامت.
در ادامۀ بحث از عصمت، به اين پرسش مىپردازيم كه آيا ادله عصمت، زمان پيش از بعثت پيامبران و امامت امامان را هم در بر مىگيرد يا به دوران مسئوليت آنان اختصاص دارد؟
فايدۀ اين بحث آن است كه شخصيت امامان را در دورۀ پيش از امامتشان تبيين كرده، دامنۀ زمانى عصمت آنان را تعيين مىكنيم.
بنابر عقيده شيعه، اين دلايل، شامل دوران پيش از نبوت و امامت هم