206 بود كه اگر قرار باشد جانشينى من و رهبرى و هدايت مردم به كسى واگذار شود، فرزندان من شايستهترند و اين نشاندهنده آن است كه فرزندان و خاندان پيامبر (ص) هم در اين دامنه قرار مىگيرند. بر اين اساس، مسئوليت الهى بر محور وابستگى خانوادگى خواهد بود.
در پاسخ مىگوييم: اين مبنا منطقى و منطبق بر حكمت الهى نيست. ما بر اين باوريم كه عهدهدارى امر جانشينى پيامبر (ص) و امامت، شايستگى مىخواهد. در روايات آمده است كه هركس همچون خاندان پيامبر (ص) رفتار كند، خويشاوند اوست؛ هرچند از جهت خونى و نژادى از او دور باشد:
«... وَ انْ بَعُدَتْ لحُمَتُه» 1؛ «او از ماست اگرچه گوشت و خونش از ما دور باشد». اين منصب، نيازمند مجموعهاى از ويژگىها و صلاحيتهاست و اين صلاحيتها اگر در دورترين افراد از پيامبر (ص) از جهت خويشاوندى هم تحقق پيدا كرد، او مىتواند امام باشد و اگر در نزديكترين فرد هم تحقق پيدا كند (كه همينگونه هم بوده است) او نيز مىتواند امام باشد. بايد توجه داشت كه در سير استدلال، بايد از ادلۀ امامت به مصاديق آن كه ذريه است برويم، نه اينكه از ذريه بودن به دنبال اثبات امامت باشيم؛ يعنى بايد بپذيريم كه اين افراد معين، شايستگى امامت داشتهاند. فرد واجد صلاحيت و شايستگى براى جانشينى، داماد پيامبر (ص) است، نه اينكه چون داماد پيامبر (ص) بوده، او را شايستۀ اين مقام بدانيم. اينكه گفته شود: اين افراد داماد يا پدر زن پيامبر (ص) بودهاند و براساس اين خويشاوندى، شايسته جانشينى او بودهاند، موجّه نيست.