208 مىشود. پيامبران و امامان اين استعداد را داشتهاند كه قبل از بعثت نيز هيچگونه خطا و لغزش و حتى ترك اولى نداشته باشند. البته اهلسنت به چنين ويژگىاى معتقد نيستند؛ از جمله، بخارى در صحيح خود حديثى را از زبان پيامبر (ص) چنين آورده است: «زمانى كه چهار ساله بودم در ميان قبيلۀ بنىسعد با فرزندان حليمه در حال بازى بوديم. همبازىهايم به من گفتند: ديديم كه چند نفر با لباسهاى سپيد آمدند و تشتى پر از برف در دستشان بود، سينه تو (پيامبر (ص) ) را باز كردند و قلبت را در آوردند و در برف شستند و مايع سياه رنگى از قلبت جدا شد، سپس قلب را در جاى خود گذاشتند و دست كشيدند و رفتند».
اهلسنت ذيل آيه أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ * وَ وَضَعْنٰا عَنْكَ وِزْرَكَ (انشراح:1 و2) اين داستان را نقل كرده، مىگويند: در آن روز، بچهها در دامن لباسهاى عربىشان سنگ ريخته بودند و لباسهايشان را بالا زده بودند و عورتشان نمايان شد؛ پيامبر (ص) نيز خواست چنين كند. در اين هنگام، در قلب پيامبر سياهى ايجاد شد. اما فرشتگان سر رسيدند و قلبش را با برف شستند؛ در نتيجه، پيامبر (ص) فرمود: من لباسهايم را بالا نمىزنم و برهنه نمىشوم. پيامبر (ص) حيا مىكرد از اينكه در مقابل ديگران برهنه شود. اهلسنت مىگويند: از اين زمان عصمت پيامبر آغاز شده و پيش از اين حادثه، پيامبر (ص) در معرض لغزش و كارهاى ناپسند بوده است. امّا شيعيان به مصونيت كامل پيامبر (ص) اعتقاد دارند.
مرحوم علامۀ طباطبايى ذيل همين سوره، داستانى ديگر مشابه اين روايت از منابع اهلسنت نقل مىكند، آنگاه مىگويد: «بسيارى از اين