168افزايش مىدهد؛ برخلاف نقل «كتاب الله و سنتي» كه يك نفر آن را نقل كرده است و چندان قابل اعتنا نيست؛ چون يك روايت در مقابل چند روايتى است كه از نظر مضمون مشترك هستند.
- اگر در حديث ثقلين به جاى اهلبيت، سنّت باشد، سنّتِ نقل شده از سوى صحابه، داراى اختلاف است و نمىتوان سنت واحدى را براى پيامبر (ص) از طريق صحابه اثبات كرد. اختلاف در مورد سنت از طريق اصحاب، مبنايى است؛ يعنى صرف تفاوت در برداشت نيست. گاهى عمل صحابه كه براساس ديدگاه اهلسنت، كاشف سنت است، با يكديگر در تعارض آشكار است و اين، نشان مىدهد كه سنّت صحابه، به خودى خود نمىتواند منشأ عمل مشترك مسلمانان قرار گيرد. از طرف ديگر، در لابهلاى سنت، آنگونه كه محققان حديثپژوه اذعان كردهاند، مطالبى غير واقعى و دروغ به پيامبر اكرم (ص) در زمان حياتش نسبت داده شده است؛ همانطور كه پس از ايشان نيز اين نسبتهاى دروغ ادامه يافته است.
دارمى و ترمذى در سنن خود نقل كردهاند كه پيامبر (ص) روزى در سخنرانى خود فرمود:
«قَدْ كثر الكذب عليّ»؛ «بر من دروغِ عمدى، فراوان بسته شده است» و فرمود:
«مَنْ كَذِبَ عَليّ مُتَعَمِّداً فليتبوّء مقعده مِن النّار» 1؛ «هر كس به عمد بر من دروغ ببندد، بايد جايگاه خود را در آتش بجويد».
اين حديث، نشان مىدهد كه در سنت پيامبر روايات جعلى راه يافته