169 است. اگر بگوييم پيامبر (ص) ، سنّت را كه در آن ناخالصى هم وجود دارد، قرين قرآن قرار داده، معناى آن، اغرا كردن مردم به جهل و به گمراهى انداختن آنان است. اما پيروى از اهلبيت، قطع نظر از سنت شفاهى نقل شده از ايشان، در قالب روايات اصلى است كه نقد روايات مجعول، به آن وارد نيست.
ممكن است اشكال شود كه در روايات شيعه نيز اختلافهايى وجود دارد و با همان مبنا، مىتوان اختلاف اجتهادات صحابه را حل كرد. در پاسخ مىگوييم: سخن در صرف اختلاف نيست، بلكه در تعارض و تقابل است كه نمىتوان طرفين آن را با يكديگر جمع كرد. افزون بر اين، اجتهادات آنان، در مواردى خلاف كتاب يا سخن قطعى پيامبر (ص) بوده كه قابل توجيه نيست و نمىتواند كاشف سنت پيامبر (ص) باشد و پيش از اين به آن اشاره كرديم. 1
اشكال دوم
بر فرض صحت نقل «كتاب الله و عترتي» منظور تكريم و دوستى و بزرگداشت خاندان پيامبر (ص) است كه همۀ مسلمانان از جمله اهلسنت نيز به آن اعتقاد داشته، بدان عمل مىكنند. اما برداشت امامت و جانشينى پيامبر (ص) از اين حديث مبنايى ندارد.
پاسخ: همانطور كه در بررسى مفاد حديث گذشت، رسول خدا (ص) درصدد معرفى دو منبع و مرجع براى دينشناسى و ديندارى مسلمانان