130 شخصى و خانوادگى پيامبر (ص) است؟ آيا پيامبر (ص) كه تمام عمر خود را صرف تعميق اسلام و فرهنگ اسلامى و تربيت امت نمود، خداى ناكرده دچار احساسات شده و اينگونه خانواده خود را بر ديگران مقدم مىدارد؟ آيا دستاورد رسالت، صرفاً دوستى اين خاندان است؟ يا در پس اين دوستى، نكته مهم ديگرى است كه اسلام و تبليغ آن را برابر با چنين مزدى كرده است؟
بايد توجه داشت كه اين عبارت، آيه قرآنى است، نه حديث. از طرفى، بنابر تصريح قرآن كه پيامبر (ص) «از روى هواى نفس سخن نگفته بلكه سخن او تنها وحى است» 1 اين سخن ساخته و تراوش فكرى پيامبر (ص) نيست، بلكه وحى است. پيامبر (ص) كه در زندگى خود ذرهاى به دنبال منافع خويش نبوده، به هيچ وجه نمىتواند چنين سخنى را تحت تأثير كششهاى عاطفى بر زبان رانده باشد. در اينجا محبت، مقدمه تبعيت و پيروى است و جنبه طريقيت دارد؛ هرچند محبت اهلبيت موضوعيت دارد، اما غايت نيست. محبت، پيروى و تبعيت مىآورد و اين همان مقصد عالى و نهايى آيه و تأكيدهاى پيامبر (ص) است.
قرآن مىفرمايد: قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّٰهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّٰهُ؛ «[اى پيامبر!] بگو اگر شما خدا را دوست داريد مرا پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد». (آل عمران: 31)
رابطه مستقيمى ميان محبت و پيروى است. حال اگر همانگونه كه اهلسنت مدعى هستند، اهلبيت عليهم السلام را دوست بداريم و به آنها علاقهمند