88يك هنجار قانونى است كه بين دو انسان به وجود مىآمد؛ به گونهاى كه انسانى، عبد و ديگرى ارباب مىشد؛ مانند "اَلْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ"؛ «آزاد در مقابل آزاد و برده در مقابل برده» (بقره: 178) كه در اينجا، عبد به معناى غلام و نوكر است؛ چنانكه مشاهده مىكنيد، قرآن، انسانها را به دو دسته تقسيم مىكند: حر و عبد.
وهابىها، با خلط بين اين دو مفهوم عبد، به ديگران تهمت داشتن افكار شركآلود مىزنند.
2. نامهايى مانند عبدالمطّلب چه مفهومى دارد؟ آيا جناب عبدالمطّلب جدّ اعلاى پيامبر(ص)، حفركننده چاه زمزم، كسى كه طواف را هفت شوط قرار داد و...، واقعاً مطّلب را مىپرستيد؟!
3. در اذن دخول يك زيارتنامه نيز عبد و مشتقات آن به همين مفهوم آمده است:
«يَا مَوَالِىَّ يَا أَبْنَاءَ رَسُولِ اللهِ! عَبْدُكُمْ وَ ابْنُ أَمَتِكُم...» . به يقين، هر فرد عاقلى متوجه مىشود كه اينجا مراد از عبد، پرستش نيست؛ زيرا به دنبال آن آمده و «فرزند كنيز شما»؛ چنانكه اين واژه در قرآن نيز به همين معنا به كار رفته است:
"وَ أَنْكِحُوا الْأَيٰامىٰ مِنْكُمْ وَ الصّٰالِحِينَ مِنْ عِبٰادِكُمْ وَ إِمٰائِكُمْ" (نور: 32)
و دختران و پسران و غلامان و كنيزان عزب خود را اگر شايستگى دارند، همسر دهيد.
مفهوم كلمه عبد در زيارتنامهها و اشعار، به معناى مطيع، محبّ و مانند آن است و نوكر و مطيع اهلبيت پيامبر(ص) بودن، افتخارى است كه به آقايى بر همه دنيا، شرف دارد. البته وهابىها، هرگز اين عشق و محبت را درك نمىكنند!
4. بنابر آنچه گذشت، بندگى خدا در آيههاى 30 و93 سوره مريم و آيه 20 سوره زمر، با بندگى خدا كه در آيه 178 سوره بقره و آيه 32 سوره نور آمده است، كاملاً متفاوت بوده، تنها مشترك لفظى است؛ مانند واژه شير در فارسى كه در سه معنا مشترك است. شاعر چه زيبا سروده است: