89
آن يكى شير است اندر باديه
و اين، نوعى مغالطه و بىدقتى علمى است كه مشترك لفظى استعمال شود، ولى به مفهوم واقعى آن، توجهى نشود. 5. عبد به اين معنا، در محاورهها و مكالمههاى عربى، فراوان مشاهده مىشود. مرحوم كلينى در كافى نقل كرده كه دانشمندى از يهود، خدمت اميرمؤمنان(ع) رسيد و پرسشى مطرح كرد. آنگاه پرسيد: «آيا شما پيامبريد؟» حضرت فرمود:
«وَيْلَكَ إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ(ص)» 1؛ «واى بر تو! من بندهاى از بندگان محمدم(ص)».
حال آيا منظور اميرمؤمنان(ع) اين بود كه پيامبر(ص) را خدا مىداند و او را مىپرستد؟!
6. اين ادعا كه در دعاهاى شيعه عبارت
«يا مُذِلَّ الْمُؤْمِنِينَ» آمده است، از دروغها و تهمتهاى جاهلانهاى است كه حاكى از درماندگى و ضعف گوينده است. يكى از مسلمانان اين عبارت را خطاب به امام حسن مجتبى(ع) گفت و آن هنگامى بود كه امام(ع) براى حفظ خون مسلمانان و مصلحت اسلام، پيمان ترك دشمنى با معاويه را پذيرفت. البته اين شخص، متوجه اشتباه خود شد. 2
در گام دوم براى پاسخ به اين شبهه، بايد در رفتار فرقه وهابى و سران وهابيت انديشيد؛ چگونه است حال كسانى كه ما را از مطيع بودن اهلبيت(عليهم السلام) و اظهار ارادت به ساحت مقدسشان نهى مىكنند، ولى خود در برابر شاهان و بدتر از آن در مقابل آمريكا، طوق عبوديت به گردن و حلقه رقيت در گوش دارند.