70بيهوش شد. وقتى به هوش آمد، از عثمان خواست تا آنچه را نوشته بخواند. عثمان، شروع به خواندن كرد. در بخشى از وصيتنامه، ابوبكر، عمر را به جانشينى خود معرفى مىكند. ... ابوبكر گفت: «خوب نوشتهاى».
اگر انتخاب جانشين، كار صحيحى بود، چرا پيامبر(ص) - به زعم اهل سنت - اين كار را نكرد و اگر صحيح نبود و بايد انتخاب خليفه به مردم واگذار مىشد، چرا ابوبكر بايد اين كار را مىكرد؟ آيا اين كار ابوبكر، خلاف سنت پيامبر(ص) نبود؟
4. اين ادعا كه شيعيان معتقدند «هر امامى، فرزندش را به جانشينى خود انتخاب مىكرد و... .» نيز از زمره تهمتهاى ناروايى است كه بر شيعه وارد شده است. شيعه - در پرتو قرآن و سنت پيامبر(ص) - معتقد است كه امر خلافت پيامبر(ص) و امامت، همچون امر نبوت، به دست خداست و هيچكس، حتى رسول گرامى اسلام(ص)، نمىتواند بدون اذن خداوند، كسى را به عنوان خليفه و امام تعيين كند. بلكه واقعيت اين است كه رسولخدا(ص) و ائمه(عليهم السلام) هر يك در مورد انتخاب امام پس از خويش، نقشى ندارند و فقط امامى را كه خدا تعيين كرده است، به مردم معرفى مىكنند. بنابراين، امامت عهد الهى است و تنها خداوند مىتواند آن را به هر كه شايسته است، بسپارد. در آيه 124سوره بقره، اين مطلب كاملاً روشن است:
"إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً قٰالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قٰالَ لاٰ يَنٰالُ عَهْدِي الظّٰالِمِينَ"
من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم؛ ابراهيم گفت: از دودمان من (نيز امامانى قرار بده) خداوند فرمود: پيمان من به ستمكاران نمىرسد (مگر آنها كه شايستهاند).
و در جاى ديگر مىفرمايد: "اَللّٰهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسٰالَتَهُ"؛ «خداوند آگاهتر است كه رسالت خويش را در كجا (و به عهده چه كسى) قرار دهد». (انعام: 124)
طبرى مىنويسد:
يكى از رؤساى قبايل، بيعت و پيروى خود از رسول اكرم(ص) را، مشروط به