71واگذارى امامت، بعد از آنحضرت به خودش كرد. پيامبر(ص) در پاسخ او فرمود: «امر رهبرى و امامت، مربوط به خداست، و خداوند هر كس را شايسته بداند، به اين مقام برمىگزيند». رئيس قبيله، نااميد شد و براى پيامبر(ص) پيام فرستاد كه اين قابل قبول نيست. من رنج و دشوارى را تحمل كنم و رهبرى آينده از آن ديگرى باشد. 1
بنابراين، پيامبر(ص) چنين اجازهاى نداشت كه از طرف خود، كسى را به عنوان خليفه خود و امام مردم تعيين كند، تا چه رسد به مردم كه گروهى جمع شوند و اين كار را كنند.
5. معيار امامت، شايستگى ذاتى است، نه انتساب به خانواده خاص. توضيح آنكه، همه امامان - به اجماع شيعه و سنى - از شايستگان بودهاند. ضمن اينكه شايد بتوان گفت علاوه بر تأثير وراثت و عامل ژنتيك، محيط تربيت نيز مؤثر بوده است كه سبب شد اين ذاتهاى مقدس، از صالحترين بندگان و شايستگان اين مقام باشند. به هر حال، معيار گزينش آنها از سوى خدا و معرفى آنها به نصّ پيامبر(ص)، امرى موروثى نيست، بلكه شايستگى ذاتى آنها براى اين مقام است.
اگر معيار وراثت بود، هر يك از امامان شيعه، صاحب چندين فرزند بودند كه هر يك شايستگىهاى لازم را براى هدايت جامعه داشتند. اما چون منتخب الهى نبودند، به عنوان امام معرفى نشدند.