57در شمارههاى پيشين، به ترتيب الفبا واژههاى مرتبط با زيارت را تا حرف «ز» و واژه زيارت بررسى كرديم؛ اما واژههاى حملهدار، ديدار، زائر، ذاكر و راهنما، در شمارههاى پيشين از قلم افتاده بود كه در آغاز اين بخش آمده است.
حملهدار (حملدار) 1
«حمل» و «حمله» به بارى گفته مىشود كه برمىدارند و جابهجا مىكنند؛ حمل كردن، جابهجا كردن افراد و مسافران و وسايل؛ به كسانى كه عهدهدار حمل و نقل مسافران و زائرانند و به كارواندارانى كه زائران خانه خدا يا عتبات مقدسه را به مكه و مدينه و شهرهاى زيارتى مىبرند، «حملهدار» گفته مىشود. «حملدار و حملهدار، رئيس كاروان، خاصه كاروان حج، كه گروهى را به حج برد و به راهنمايى او، حاجيان مناسك و اعمال حج و عمره انجام دهند» .1 امروزه به جاى اين تعبير كهن، «مدير كاروان» گفته مىشود.
خاك كربلا
به مدخل «تربت» مراجعه شود.
ديدار زائر
همانگونه كه «زيارت» از مستحبات است، به ديدار زائر رفتن نيز ثواب دارد و از توصيههاى دينى است. امام صادق (ع) فرمود: «هرگاه يكى از برادران دينى شما از ديدار ما يا زيارت قبر ما بازگشت، پس به استقبال او برويد و به او سلام و تبريك و تهنيت بگوييد؛ به خاطر موهبتى كه خداوند به او بخشيده است. در اين صورت، شما هم پاداشى مثل او خواهيد داشت» . 2ديدار زائر، ترويج فرهنگ زيارت و احياى شعائر دينى است و بر همين اساس، ميان مسلمانان رواج دارد.