200در اينجا نمونههايى چند از برخورد كوفيان را با اميران خود، اعم از اينكه حق با آنان بوده يا نبوده است، يادآور مىشويم:
1. كوفيان به اولين امير خود، سعد بن ابىوقاص با اين بهانه كه او نماز را نيكو نمىخواند 1 و نيز بيتالمال را بهطور مساوات تقسيم نمىكند و در ميان رعيت به عدالت رفتار نمىنمايد و خود هنگام جنگ در صحنه نبرد حاضر نمىشود، اعتراض كردند و سعد در مقابل، كوفيان را اين چنين نفرين نمود: «خدايا هيچ اميرى را از آنان راضى نگردان و آنان را نيز از اميرانشان خشنود نفرما». 2
2. عُمر پس از شكايات مردم، سعد را عزل نمود و عمار ياسر، اين صحابى بزرگوار را جانشين او ساخت، اما مردم از او نيز با اين بهانه كه ضعيف است و سياست نمىداند، شكايت كردند، ازاينرو عمر پس از يك سال و نه ماه او را عزل كرد. 3
3. بعد از عمار، ابوموسى اشعرى از سوى عُمر جانشين او شد و يك سال بر آنان حكومت راند، اما مردم كوفه پس از يكسال به بهانه اينكه غلام او در محل پل كوفه به خريد و فروش علف مشغول شده، از او نزد عمر شكايت كردند و عمر نيز او را بركنار و به سمت فرماندارى بصره منصوب كرد. 4
4. كوفيان در حضور والى خود سعيد بن عاص و در مجلس او، رئيس شرطه او را چنان كتك زدند كه از هوش رفت. 5
5. قبلاً نوشتيم كه به علت شرابخوارگى وليد بن عقبه، والى كوفه در زمان عثمان، به حق به عثمان شكايت كرده و زمينه عزل و حد خوردن او را فراهم كردند. 6