201با توجه به همين روحيه كوفيان بود كه تنها واليانى توانستند در كوفه دوام بياورند كه يا مانند مغيرة بن شعبه 1 و نعمان بن بشير 2 بهگونهاى رفتار نمايند كه كمترين برخورد را با عقايد گروههاى مختلف كوفه داشته باشند و يا مانند زياد و عبيدالله پسرش با شدت عمل و ديكتاتورى حكمرانى كنند.
سه - اجتهادات نابجا
اين خصيصه را در حقيقت مىتوان از نتايج خصيصه قبل دانست، اما به اين دليل آن را جداگانه يادآور شديم كه در اين خصيصه، علم با نظام ناپذيرى مخلوط شده است. كوفيان كه در ميان آنها صحابه و قاريان فراوانى موجود بودند، خود را در بيشتر مسائل حكومتى و جنگى صاحبنظر دانسته و در مقابلِ حكومت بر نظر خود پافشارى مىكردند. نمونه بارز اين اجتهاد نابجا را مىتوان در جنگ صفين كه باعث مخالفت با حضرت على(عليه السلام) و سپس تشكيل گروه خوارج شد، مشاهده كرد. 3 همچنين در جريان صلح امام حسن(عليه السلام) اظهارنظر گروههاى مختلف در مقابل امام(عليه السلام) گزارش شده است. 4
چهار - تابع احساسات بودن
اين خصيصه را مىتوان با مطالعه مقاطع مختلف حيات كوفه مشاهده كرد. بررسى بسيارى از جريانها نشان مىدهد كه احساسات كوفيان به وسيله سخنرانى سخنرانان يا هر عامل ديگرى تحريك شده و آنها را وادار به انجام كارى كرده، اما پس از فروكش نمودن احساسات، از عزم خود برگشته و از ادامه آن كار منصرف مىشدند. نمونه بارز آن را مىتوان در بيعت با مسلم و حمله به قصر و تنها