199گرفت كه شايعه حركت سپاه شام از سوى طرفداران سپاه عبيدالله ميان مردم پخش شد كه ترس از سپاه شام، خود يكى از نتايج دنياطلبى كوفيان مىباشد. 1
امام حسين(عليه السلام) هنگام ورود در سرزمين كربلا اين چنين به دنياطلبى كوفيان تصريح مىنمايد:
مردم بندگان دنيايند و دين مانند امرى ليسيدنى بر زبان آنها افتاده است، تا هنگامى دنبال دين مىروند كه معيشت (و دنياى) آنان برقرار باشد، اما هنگامى كه در امتحان افتند، دينداران اندك خواهند بود. 2
دو - نظامناپذيرى
بيشتر ساكنان كوفه را مردمى تشكيل مىدادند كه قبل از شهرنشين شدن، در ميان قبايل خود و در صحراها و بيابانها ساكن بودند (نقشههاى 26- 29) و بدويت عربى بر آنها حاكم بود و اين اولين بار بود كه تجربه شهرنشينى را آزمايش مىكردند. 3 يكى از صفتهاى اين صحرانشينان، آزادى بىحدّ و حصرى بود كه در صحرا و بيابان داشتند. اين صفت باعث مىشد تا در مقابل قوانين يك نظام منسجم، تحمل كمترى داشته باشند. بر خلاف مردم شام كه قرنها از شهرنشينى آنها مىگذشت، ازاينرو در مقابل حكومت، مردمى مطيع و آرام بودند. 4
اين صفت كوفيان باعث مىشد تا آنان دائماً با اميران و واليان خود نزاع داشته باشند. به سبب همين ويژگى بود كه خليفه دوم، عمر بن خطاب را از دست خود به ستوه آوردند، بهطورى كه در مقام گلايه و شكوه از آنان چنين گفت: «چه مصيبتى بالاتر از اينكه با صد هزار جمعيت روبهرو باشى كه نه آنها از اميران خود خشنودند و نه اميران از دست آنان رضايت دارند». 5