366بهخلافت شيخين، نداشته باشند، اخوان الشياطين، دشمن دين، مخالفان اصول و فروع، گمراه، مستحق عقاب عظيم، شيعه ابليس و بازماندگان مرتدين و ملعون خدا و فرشتگان و مردم مىخواند 1؛ همين شخص به اين حديث پيامبر: « يا ابالحسن! أمّا أنتَ وشيعتك في الجنّة»، اين عبارت را كه جعلى بودنش روشن است، جهت تأمين منافع حكّام زمان خودش، ضميمه مىكند: 2 « وأنّ قَوماً يَزعَمُون أنّهُم يحبّونك يصغّرون الاسلام، ثم يلفظونه يمرقونمنه كما يمرق السّهم عن الرمية، لهم نبز يقال لهم الرافضة، فان أدركتهم فقاتلهم فإنّهم مش-ركون » 3. در نقل ديگر علامتهاى مشركان مورد نظرش را، عدم حضور در جمعه و جماعات و طعن برسلف مىشمارد 4. كه دروغبودنش هويدا و اينكه درصدد تأمين منافع حكام زمان خودش است، آشكار است!
ابنحزم نسبت به اينكه چه چيزى سبب كفر مىشود، تصريح مىكند: « إختلف النّاس في هذا المكان اختلافاً شَديداً » و با طرح چند ديدگاه، مىگويد: «طائفهاى از اهلسنت معتقدند هيچ مسلمانى بهچيزى، چه در اعتقاد و چه در عمل كافر نمىشود، مگر اينكه امت اسلام اجماع كنند بر اينكه او كافر است و بر اجماع خويش باقى باشند» 5.
بنابراين در مسألهاى كه بهاعتراف بزرگان اهلسنت؛ اوّلا ً: از فروع دين و مربوط بهافعال مكلفان است. ثانيا ً: وجوب نصب آن، از سوى امت، اختلافى است. ثالثاً: وجوبش همانند دفن ميتِ مسلمان، كفايى است. رابعا ً: با اختلاف شديد در ملاك تكفير، بهچه دليل شرعى و عقلايى انكار و نپذيرفتن خلافت ابابكر موجب تكفير و
سبب قتل نفس و حلال شدن مال و ناموس مسلمان مىشود؟! درحالىكه صحيحترين