351روايات و اجماع خاص و عام شيعه است، آيا مىشود ضرورت مذهب، با يك نقل واهى و مجهول، در تعارض باشد؟ 1
حاصل آنچه مورد بحث و تحليل قرار گرفت، اين شد؛ كه اوّلاً : طرح تأسيس و ابداع انديشه امامت و وصايت على و ائمه(عليهم السلام) توسط فرد مجهول الهويه، كاملاً بىاساس است و افترايى بيش نخواهد بود؛ زيرا همانگونه كه شيعه در زمان رسولالله(ص) و دَهها سال قبل از بهوجود آمدن مذاهب اسلامى پايهريزى شد، همانگونه امامت و رهبرى امام على(ع) و امامان معصوم(عليهم السلام) توسط پيامبر خدا(ص) و به فرمان خداوند بنيانگذارى شده و عذر امت اسلامى كوتاه گشت 2. ثانيا ً: آنچه در منابع اماميه بهويژه سه كتاب مورد بحث، عنوان گرديده نه تنها اقرار پديد آوردگان آنها، بهتأسيس امامت توسط ابنسبأ، نيست كه صريح در ردّ اين مدعا خواهد بود. ثالثا : ابنسبأ در اين سه اثر، آن كسى نيست كه نويسندگانى چون قفارى و... بهتبع از طبرى از او غولى ساختهاند و همۀ حوادثى كه بهنوعى خلفا را زير سؤال مىبرد، منسوب بهاو مىسازند، بلكه ابن سبأ عبداللهبنوهب الراسبى است 3 كه ابتدا از مريدان على(ع) بود ولى بعدها بهيكى از رؤساى خوارج تبديل شد.
ب) غُلُوّ در امامت، مفهوم و ملاك آن
اصل اتهام غلو نسبت بهامامان معصوم(عليهم السلام) از سوى گروهى از نويسندگان مطرح شد؛ اينك لازم است اين اتهام، از جهات مفهومشناسى و معيار غلو و...، مورد بررسى و نقد قرار گيرد: