336و ترويج باورهاى يهود كه يكى از منويات اين قوم محسوب مىگردد، مىدانند 1 گاهى بر تسلط پيدا كردن او بر بازار كوفه و رياست آن، بزرگنمايى مىشود 2. گاهى بر نابودى اسلام كه خواست مشترك يهود و مجوس بوده است 3، مانور داده مىشود وگاهى بر پيامبربودن خود وى 4 تأكيد مىگردد، و بيشتر روى امامت و وصايت على(ع) و إله و خدا بودن حضرت، پافشارى مىشود 5، برخى او را عامل دولت روم مىشمارند! 6 جالب اينكه طرفداران اسطورهاى ابنسبأ متوجّه تناقض گويىهاى خود هم نشدهاند: از يك طرف، ادعا مىكنند كه ابنسبأ نخستين كسى بود كه وصايت و امامت على(ع) را طرح كرد، على(ع) را وصى و خاتم الاوصياء خواند، از ديگرسو، مدعىاند، ابنسبأ على(ع) را خدا مىدانست! چگونه بشربودن و خدايى او قابل جمع است؟! 7
همچنين اگر وى اهداف يهود را تعقيب مىكرد، و عامل يهود بود، يهودى ديگر بهنام كعبالاحبار در كنار عثمان و مشاور او بود 8، در نتيجه يهود از طريق او بهاهدافش
مىرسيد و چه نيازى بهابنسبأ بود؟