257
ششم: رساله امام ابىالحسن موسى (ع) 1، كه داراى سه سند بهترتيب: ضعيف، حسن و همانند صحيح و ضعيف است، در مجموع، سند روايت صحيح خواهد شد 2؛ اما متن روايت دلالت بر تحريف باطل ندارد، بلكه مراد امام(ع) از «تحريف» تغيير لغوى يعنى « تغيير الكلمة عن معناها و حرفها إلى معنى آخر » است 3 و شواهدى براين معنى وجود دارد:
1. هماهنگى در كلام معصوم (ع) : بدان جهت كه ميان كلمات معصوم تعارض و تهافت وجود ندارد، همين معنا در رساله امام باقر(ع) ديده مىشود، آنجا كه فرمود: « ... وكان مَن نَبَذهم الكتاب أن أقاموُا حُرُوفه وحرّفوا حُدودَه، فهم يَروَونه ولا يَرعَونه ...» 4، و اين بيان امام(ع) صريح است در اينكه قرآن تحريف باطل يعنى زيادى و نقيصه حتى بهاندازه يك حرف صورت نگرفته است 5؛ چه اينكه ابوزهره در پاسخ ديدگاه فيض كاشانى مبنى بر عدم تحريف قرآن، و دلايل فيض 6، از اين روايت (رساله سعد الخير) عدم تحريف باطل را مىفهمد و مىگويد: تنها دليلى كه اين نويسنده شيعى (فيض) براثبات اينكه كلينى اعتقاد بهتحريف نداشته مىآورد، همين رساله است 7، هرچند كه وى نقل اين رساله را توسط كلينى، دليل بر عدم اعتقاد او بهتحريف نمىداند ولى همانگونه كه در بحثهاى گذشته ثابت شد؛ اوّلا ً: كلينى اعتقاد بهتحريف نداشت. ثانياً: نقل روايتى كه ظهور در تحريف دارد، دليل نمىشود كه راوى آن نيز معتقد بهتحريف باشد و اگر چنين باشد بايد اكثر بزرگان اهلسنت چون: بخارى، مسلم و... معتقد بهتحريف باشند؛