256بخارى در صحيح خود مىآورد كه ابوموسىاشعرى قاريان بصره را گرد آورد و آنان را سرزنش كرد و گفت: ما پيش از شما سورهاى را كه در طول و شدت همانند سوره برائت بود يعنى (بينه)، مىخوانديم و الآن فقط من بخشى از آن را از حفظم، سپس جمله را خواند 1.
در نقل ديگر حُذيفه سوره توبه را سوره عذاب مىخواند و سوگند ياد مىكند: « والله ما تركت أحداً إلّا نالت منه، ولا تقرأون منها مما كنّا نقرأ إلّا رُبعها » 2سعيد بن جبير از ابن عبّاس قريب بههمين مضمون را مىآورد: « وقال : « التّوبة، بل هي الفاضحة ما زالت تنزلُ: ومنهم ومنهم حتى ظنوا أن لايبقى مِنّا أحد الا ذُكر فيها » و همين سخن از عمر نقل شده است 3.
بنابراين جاى شگفتى است كه اين همه روايات صريح بر تحريف قرآن در منابع معتبر پيروان ابن تيميه وجود دارد، اما امثال ظهير و قفارى، شيعه و كلينى را متهم بهتحريف كرده و خارج از دين مىشمارند! بهراستى اگر وجود چنين روايات سبب اعتقاد بهتحريف شود و خروج از دين، كسى از بزرگان اهل سنت از اين امر، استثنا نخواهند بود.
ثالثاً: آنچه بزنطى در مصحف امام ابىالحسن(ع) ديد، شايد همان مصحفى باشد كه اميرالمؤمنين(ع) جمعآورى كرد و آن را بر ابوبكر و عمر و... عرضه داشت ولى آنها نپذيرفتند، بىترديد همان مصحف نزد امامان معصوم(عليهم السلام) موجود است و همانگونه كه قبلا اشاره شد با مصحف مشهور تفاوتهايى داشته است 4.