229
سه - حديث أبيحمزه؛ در سندش 1، محمدبن الفُضَيل بنكثير الصيرفى الأزدى ابوجعفر الأزرق راوى از امام رضا(ع) قراردارد، كه نجاشى 2و شيخ طوسى در فهرست 3 بدون توثيق و تضعيف، نام مىبرند ولى شيخ در رجالش او را تضعيف و غالى مىداند 4؛ در معجمالرّجال پس از نقل ديدگاهها، تصريح مىكند: « اذاً لم تثبت وثاقة الرّجل، فلا يَعتمد على روايته » 5.
اما دلالت حديث، بىترديد جمله« بولاية علي (ع)» تفسير محض براى آيه است 6 و هيچ عاقلى آن را جزء متن آيه نمىشمارد؛ چه اينكه در حديث ديگر امام ابىعبدالله(ع) اين آيه را چنين تبيين نموده است: في قوله عزّوجل هٰذٰانِ خَصْمٰانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ (حج:19) وقال (ع) :«نَحن و بَنِيأميّة؛ قلنا: صَدَقالله و رسُولُه، وقال بنوأُمية: كَذَبَالله ورسوله، فَالَّذِينَ كَفَرُوا يعني بَنياُميّة...» 7؛ همچنين وقتى راوى از «ولاية» در آية هُنٰالِكَ الْوَلاٰيَةُ لِلّٰهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَوٰاباً وَ خَيْرٌ عُقْباً (كهف: 44) مىپرسد، مىفرمايد: «ولاية اميرالمؤمنين(ع)» 8.
اينگونه تفسير معنايى و احياناً مصداقى، اختصاص بهكافى ندارد، در صحيحترين كتاب اهلسنت در مورد همين آيه چنين تحليلى وجود دارد؛ بخارى از قيس بن عباده، مىآورد: «قال: قال علي(رضياللهعنه): فينا نَزَلَت هذه الاية: هذان خصمان....» 9. عالم ديگر