220«غير ذى عوج» را به كار ببرد؟ كاش نويسندگان منتقد بركافى ابتدا هرچند اندك اين خطبه را مطالعه مىكردند سپس عليه او دست بهقلم مىشدند و خارج از دين، مىخواندند!
دوم - دفع اتّهام براساس عناوين
اگربنا باشد عناوين محك ارزيابى مؤلِّف قرارگيرد، بسيارى از عناوين كافى، كلينى را مبرّا از تهمت تحريف مىسازد، زيرا:
عنوانهاى: « بابالرَّدّ إلى الكتاب والسّنّة ...» 1، كه در ذيل آن10 حديث نقل مىكند، و « باب الاخذ بالسنّة وشواهد القرآن » 2، مشتمل بر 12 حديث؛ و« كتاب فضلالقرآن » مشتمل بر 12 باب و 94 حديث 3، شاهد گويايى است كه وى قرآن را پاكيزه از هر دگرگونى مىدانسته است؛ چرا كه معقول نيست كتابىكه براى مردم عرضه شده باشد، معيار ارزيابى آن را قرآنى قرار دهد كه در اختيار آن مردم نيست!
اما عنوان «باب انّه لم يجمع القرآن كله الّا الائمة:... » 4 و همانند آن 5 كه بيشترين انتقادها را در پَىداشته است، هرچند ظاهر است در اينكه قرآن فعلى مسلمانان با قرآنى كه نزد امامان شيعه قرار دارد، متفاوت است؛ ولى اوّلاً: بههيچوجه دلالت بر زياده و نقصان آن، ندارد، بلكه تنها اين را مىرساند كه در ترتيب وتنظيم، ميان قرآن فعلى وقرآن نزد امامان 6 اختلاف است 7 و شكى نيست كه قرآن فعلى براساس نزول وحى تنظيم نشده