219
اول - خطبه مؤلِّف و مهمترين نكات
هرچند اكثر عناوين ابواب كافى، مىتواند نشاندهنده ديدگاههاى مؤلف آن باشد، بىترديد مقدمه هر كتاب كه باورهاى پديدآورنده در آن متبلور است، روشنتر وگوياتر اعتقادات صاحب آن را بيان مىدارد؛ از اين رو مرحوم كلينى، چكيده باورهاى خويش را نسبت بهقرآن در مقدمۀ كافى، آن هم براى كسانى كه كافى را در دين و دنيايشان بهكار مىگيرند، در قالب جملاتى چون «يا أخي! أرشدكَ الله أنّهُ لايَسَع أحَداً تمييز شَيئٍ مِمّا إختَلَفَ الرِّواية فيه عَنِ العُلماء(عليهم السلام) برأيِهِ، إلّا ما أطلَقَهُ العالم بقوله(ع) «إعرَضُوها على كتابِالله فمَا وافَقَكتابالله عزّ وجلِ فُخُذوه، وما خَالفَ كتابالله فَرُدّوهُ » 1، و«نَحنُ لانعرف من جميع ذلك إلّا أقلّه » 2؛ و بهكار بردن واژههاى «رجاء» و«تقصير» 3، همه بيانگر اين است كه وى كتاب خدا را مبّرا از هر نقص وتحريف مىدانسته است والّا نمىگفت: «وأنزل اليه الكتاب، فيه البيان والتبيان، قرآناً عربياً غير ذي عوج ...» 4، و معيار ارزيابى مجموعۀ نقلهايش را قرآن مىشمرده است. اين سخن كلينى كجا وآن ادعاهاى بخارى كجا كه گفت: « أحفظُ مأة ألف حديثٍ صحيحٍ ولم أخرج في هذا الكتاب إلّا صَحيحاً وما تركتُ مِن الصّحيح أكثر! » 5؛ با توجّه بهچنين نكتههاى كليدى كه همه ابواب و روايات كافى را شامل مىشود، چگونه مىشود او را معتقد بهتحريف دانست؟، كسىكه اعتقاد بهتحريف دارد، آيا معقول است بهقرآن مُحرَّف (نعوذبالله) استناد كند؟ و واژههاى: «البيان»، «التبيان»، «قرآنهاى عربى» و