168باورهاى شيعه را تبيين مىكند، مىآورد: « إعتقادنا أنَّ القرآنَ الذي أنزَلَهُالله تَعَالى عَلَى نَبِيّه محمّد(ص) هوما بين الدَّفّتَينِ، وهُو ما في أيدِي النّاس، لَيسَ بأكثَر مِن ذلك، ومبلغُ سُوَرِهِ عندالنّاس مأة أربع عشرة سورة » 1.
-محمدبن محمدبن النعمان ابنالمعلّم البغدادي المشهوربالشيخ المفيد (م413ق)؛ در چندجا از آثارش 2به اين مسأله پرداخته است؛ در يكجا در پاسخ اين سؤال كه آيا قرآن واقعى همان است كه ميان دو جلد و در دست مسلمانان است؟ مىگويد: « لاشَكَّ أنّ الَّذِي بَينَ الدَّفّتَينِ مِن القرآن جميعه كلامالله تعالى و تنزيله، و لَيسَ شيء مِن كلام البَشَ-ر و هوجُمهُور المُنزَل ...» 3 و تأكيد مىكند:
«مقيد بودن بهقرآنىكه ميان دوجلد است، ضرورى و لازم است جز اينكه ما طبق روايات صحيح از امامانمعصوم(عليهم السلام) مأمور شدهايم بهقرائت آنچه ميان دو جلد است نَه از آن كاسته و نَه برآن افزوده شود؛ تا اينكه حضرت قائم قيام نمايد و قرآن را بههمان صورتىكه خداوند فروفرستاده و اميرالمؤمنين گِرد آورده، براى مردم قرائت كند» 4. در جاى ديگر گوشزد مىكند كه اگر مراد از زياد شدن، زياد كردن بهمقدار يكسوره باشد بهگونهاى كه نزد يكى از فصحاء با قرآن اشتباه شود، قطعاً باطل است اما زياد شدن يك كلمه و دو كلمه، يكحرف و دو حرف بهگونهاى كه به اعجاز قرآن ضرر وارد نكند، و نزد فصحاء با قرآن اشتباه نشود، تنها براى توضيح باشد، اشكال ندارد، ولى من حتّى به اين مقدار زياد شدن بر قرآن قطع ندارم :«بل أميلُ إلى عَدَمِه و سَلامَةُ القرآن عنه » 5.