148نيست؛ اوّلاً : با جملۀ قبليش:« إلّا أنّه حَكى في رياض العلماء عن الفاضل القزويني أنّ الّروضةَ من تصنيف ابن إدريس... » كه يك نفر مدعى اين معنا شده نَه اكثر، كاملاً در تضاد است. ثانياً: آنچه نسبت بهكتاب روضه ايجاد ترديدكرده و در منابع مختلف عنوان شده، نسبتى است كه بهملّا خليلبنالغازى القزوينى داده شده و صاحب رياضالعلما در ترجمه قزوينى بهعنوان اعتقادات عجيب و غريب او، مىآورد:« وأنّ الرّوضةَ ليسَ من تأليف الكليني \بل هُوَ من تأليف ابن إدريس و إن ساعَده في الأخير بعض الاصحاب » 1، و اضافه مىكند كه چه بسا اين قول بهشهيد ثانى نسبت داده شده ولى بهاثبات نرسيده است 2.
صاحب «روضاتالجنات» كه مؤلف انتصارالحق بهاين كتاب استناد كرده، در دو جا، يكى در ترجمه ملاخليل قزوينى و ديگرى درترجمه كلينى 3، و شهيدى تبريزى در مرءات 4، و درايتى در مقدمه الشّافى فى شرح الاصولالكافى 5، اين سخن را گفتهاند و همه، گوينده اين نسبت را ملّا خليل مىدانند. براى صحت و سقم اين نسبت بهملّا خليل و شهيد ثانى، چند نكته قابل ذكر است:
اول - ترديد در نسبت: بيشتر بلكه همه آنهايى كه اين نسبت را بازگو نمودهاند، با نگاهِ شك و ترديد برخورد كرده و با عبارت « كان ينُسَب » 6 آوردهاند، بلكه در مورد شهيد ثانى اين نسبت را با جملههاى « ولكن لم يُثبَت » 7و « فلا تغفل » 8، انكار نمودهاند. گذشته از